کلبه ی کوچولوی من

سلام چطولین خوفینننننننننیشخند اول تشکر از ژینو که خودشم ماشالاه یه پا رانندسماچ دوم از احسان که اونم نظر داد ولی نظر پدر بزرگ مابانهابله و همچنین علییییییییییییییییییی خب دوستان ببینید بنده یه مقدار ادم راحتیم البته در عین حال خیلی هم با ادبم منتهی اینجا چون حریم وبلاگی هس دلیلی نمیبینم مثلا زیاااااااااااااااد با ادب باشم بعدشم چرا اخه اینقدر منو دعوا میکنین مگه من حرف زشتی زدم به مامانم میگماااااااااا   نیشخند حالا برسیم به اتفاقات اول از تنبلیم بگم که اینقدر امروز فردا کردم واسه خرید کتابای دانشگاه که ماشالاه از 18 واحدی که برداشتم فقط 3 تا کتاب تونستم بخرم یقیش تموم شدن باید تا هفته بعدی منتظر بمونمابروافسوس دوم قیمت این 3 تا کتابه که تا ناکجا ابادم سوختعصبانی واسه 3 تا کتاب کلی پول دادم حرصم دراومد ولی چه کنیم باید داد سوم یه بدشانسی محضهمنتظر چن روزی بود هوس خرید مانتو داشتم واسه دانشگاه یه بوتیکی هم بود مانتوهاش بسیار شیک با قیمت مناسب عین کتاب هی امروز فردا کردم که رفتیم مغازه و هر چی گشتم اون مدلی که من دوست داشتم نبود تموم کرده بود یکیشم خوشم اومد اون رنگ مشکی نداشتن من از کرمیش خوشم گریهخلاصه عصبانی شدم و دیگه تا اطلاع ثانوی مانتو نمیخرمقهر چهارم مال این رانندگیه اقا چشتون روز بد نبینه یه مربی دارم خفن سختگیرنگران واااااااااای نمیدونی دیگه تو ماشین که میشینم از ترس خیس عرق میشم فعلا تا امروز 2 جلسه رفتم امروز ساعت 5 تا 7 هم جلسه ی سومه تا الان خوب رفتم یعنی پارک کردن     دنده عقب دنده سنگین    حتی درگیر کردن رو هم خیلی خوب رفتم ولی موقع دور زدن کامل اونم یه فرمان نمیدونین چه میکشمخجالت اصلا نمیتونم دور بزنم از یه طرفم فرمان سنگین زورم نمیرسه بچرخونمش خلاصه موقع دور زدن بسی شرمند میشم دیروز تو یه فلکه ی خیلییی بزرگ پشت چراغ قرمز بودیم حالا من یکی از همکلاسای دانشگاهمونو دیدم (یه پسر خوشتیپنیشخند) بعد خدایا هر چی نگا میکنم نمیتونم تشخیص بدم اینو کجا دیدمشمتفکر حالا چراغ سبز شده مربی میگه بده دنده من میگم وا نگا کن شناختمبغل مربی میگه بابا برو دارن بوق میزنن تازه به خودمم اومدم گاز دادمگاوچران جاتون خالی با یه فرمان قشنگ رد شدماوه ولی ابروم رفت حالا یه چیز خنده دار موقع دنده عقب هی دستم میخوره به بوق منم فک میکنم یکی دیگس بوق میزنه دستو پامو  از همه چی بر میدارم میگم ای وای چی شدتعجب مربی هم غش غش میخندهقهقهه خلاصه فیلمیه واسه خودش بچه دعا کنین از شهری قبول بشم خیلی استرس دارماسترس احساس میکنم رد میشم دعا کنین در ضمن درسو مشق جدید هم مبارک باشه به همه امروز خواب موندم درس زیادی هم ندارم نرفتم دانشگاه ایشالاه یواش یواش در های علمو دانشو به روی خویش باز میکنمچشمک از اول ترم هم شروع میکنم درس خوندن نمیخوام نگه دارم واسه شب امتحان یه درسی دارم اصول حسابداری 2 وااااااااای نگاش که میکنم میشم این شکلیسبز فشارم میفته برم بخونمش  همه موفق باشینننننننننن فعلا بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٤ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط یه دختر شاید مهربون نظرات ()

قالب برای بلاگ