کلبه ی کوچولوی من

سلام من اومدممممممممممممممم مثل بمب از خود راضیبومبببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب ههنیشخند شرمنده تو مدتی که نبودم بسی قاطی کردم البته تقصیر من نیستاخنثی همش تقصیر این دانشگاهه ههنیشخنداز خود راضی اره دیگه گفتم دانشگاه یعنی بنده قبولیدمممممممممممممممم از کنکوررررررررررر اونم از عشق خودمممممممممممممممممم (حسابداری)ماچ نمیدونم چرا این همه این رشته رو  دوس دارمسوال البته جای بسی شرمنده گیست که بگم خیلی سخته هه خب چیکار کنم همش حساب کتابه همش بدهکار بستانکار به خدا الان تازه شدم دو ترم ولی مطمئنم به ترم 4 نرسیده سکته رو میزنم اخههههههههههه خیلی سخت میباشدددددددددددددددد (یکی نیس بگه اخه کودک تو که ریاضیت مفتضحه واسه چی میری ته ریاضی رشته انتخاب میکنیسوال) خب خلم دیگه این که تعجب نداره اهااااااااااااااااااااااان یه چیز دیگه تولد وبلاگ ماه پیش بود الکی الکی شدیم یه سالههورا هر چند که تو این یه سال فقط 3   4 بار اپیدم ولی انشالاه اگه خدا بخواد میخوام ادم بشم زود زود بیام مطلب بزارم  انواع اقسام مطالب حالا یواش یواش به قول معروف قاماس قاماس بعد عرضم به حضورتون این ماه رمضونم داره میاد فک کنم یواش یواش بوی هلاکیت کل کره زمینو بگیره اخه بابا وسط تابستون چجوری روزه بگیریمعصبانی شماها رو نمیدونم ولی من رسما میمیرمو زنده میشم اهانننننننننننننننن بچه ها اونایی که گواهینامشونو نگرفتن سریع برین اقدام کنین بیشعورا رفته رفته دارم قیمتو میبرن بالا قبل عید دوستم گفت بیا بریم من گفتم نه بزار واسه تابستون اون موقع 100 تومن بود الان شده160 تومن واقعا یعنی خیلی خرننیشخند   خبر دیگه اینکه جدیدا رفتیم عروسی اونم کجا؟ زنجان فکرشو بکن این همه راهو بکوب برو واسه سه  چهار ساعت دیرینگ دیرینگ ولی خب چه میشه کرد عروسی پسمل خاله بود باید میرفتیم  خوش گذشتا ولی بسیار بسیار خسته شدم به قول یکی از دوستام بعد از جاده نوردی های فراوان بلاخره رسیدم خونه یه روز کامل خوابیدم البته ناگفته نماند اونجا بسیار بسیار خندیدیمخنده وبسی ابرومون رفت اخه یه پسر دایی دارم 4 سالشه خلاصه اونجا یه دوست دختر پیدا کرده بود اونم 2 سالش بود اقا از اونجایی که این پسر دایی ما بسی شر میباشد خشتکش طی اقدامی جسوارانه پاره شده بودخجالت خلاصه با اون خشتک سواخ شده با اون دختره بازی میکرد و کلی کولی بازی در اورد هم خندوند هم آبرو برد ولی از بس شیرینه ادم دلش نمیخواد بهش چیزی بگه   خنده و شوخی به کنار بچه ها میدونین چی شده بود       من مریض شده بودم ناراحتاونم چجور مریضیییییییییییییییییییییییییییی پسرا لطفا این قسمت چشاتونو درویش کنین دخترا خانوما شما بخونین (لطفا در روز های مخصوص به حمام رجوع نکنید زیرا بلایی سرتون میاد اون سرش ناپیدا ) من ازبس (هر روز )  حموم میرفتم کیست گرفتم یعنی چشتون روز بد نبینه مردمو زنده شدم از بس که ...... خلاصه خیلی مواظب خودتون باشین سلامتی خیلی چیز خوبیه تا موقعی که بلایسبزی سر ادم نیاد قدرشو نمیدونیم همینکه اقا بلا اومد اون موقع تازه میفهمیم سلامتی یعنی چی  منم عین همه ی ادما مشکلاتی دارم تو زندگیم راسش قبلا زیاد خودمو اسیر میکردم همش احساس بدبختی میکردم ولی از موقعی که وارد دانشگاه شدمو محیط زندگی بزرگتر شداز خود راضی فهمیدم اولا نباید غم دنیا رو خورد یه شطرنجه یا میبری یا میبازی  ثانیا نباید سست باشی این قوی بودنو یه نفری بهم یاد داد که نمیخوام بگم کیه ولی خیلی کمک بزرگی بهم کرد امیدوارم خودشم همیشه تو زندگیش قوی باشه  دیگه کمتر غصه میخورم  همه همو غمم اینه که مدرکمو بگیرم یه کارایی بکنم تو ذهنم خیلی چیزا میگذره نمیدونم کدومش قراره عملی بشه ولی تمام سعیمو میکنم که به بهترین وجه درسمو تموم کنم تا شاید یه مقدار از غصه هامو یادم ببرم دقیق که نگا میکنم میبینم تو زندگی با همه ی سختیایی که کشیدم ولی بازم از خیلیا موفقترم و این منو خوشحال میکنه و باعث میشه محکمتر به زندگی بچسبم   بعدش بیاین از دانشگاه بگم اقا این دانشگاه خیلی جای جالبیه من نمیدونم مردم میان واسه درس خوندن یا خوشگذرونی دخترا چششون دنبال پسرا    پسرا هم چششون دنبال دختراس به غیر عده ای معدود کسی درس نمیخونه  اصولا به 3 گروه تقسیم  میشن درس خونا درسنخونا و شکمو ها    بله شکمو گفتم اخه میدونین چیه من هر موقع میرم سلف کللللللللل صندلا پره همشونم ماشالاه در حال تناولن خلاصه سرتونو درد نیارم یواش یواش گند دانشگاها هم داره در میاد یکیم که درس میخونه مسخرش میکنن من اصولا از شیک پوش بودن خیلی خوشم میاد نه درحد افراطی ولی خب تا حد ممکن سعی میکنم شیک و باکلاس باشم و از اونجایی که بنده یک عدد دخمل خانوم عینکی هستمیول یه مقدار بیشتر از بقیه جلب توجه میکنم هر چند که خودم تا حالا متوجه نشدمسوال ولی دوستم همش میگه خیلیا به تو نگا میکنن چه دختر چه پسر اخه کلا خیلی تیپ بانمکی دارم فکرشو بکن عینه بچه محصلا  همیشه کتاب دستمه  همیشه هم قیافه ی جدی دارم یعنی کمتر پیش میاد هر هر بخندم  به نظر من اصولا دختر باید سنگین باشهاز خود راضینیشخند  خلاصه منظور از همه یاین این حرفا این بود که اقا یه روز سر کلاس ریاضی نشسته بودم خیلی با دقت به درس گوش میکردم و با عینک فوق العاده شیکم داشتم تخته رو دید میزدم یولکه یهو دیدم استاد اومد جلو واستاد  (لازم به ذکره که این استاد ما اقایی مسن میباشند وبد اخلاق و صد البته رییس کمیته ی انظباطی ) خلاصه ایشون اومد منم ترسیدم فک کردم خدایی نکرده به لباسم یا سر رو روم گیر میده یهو دیدم با لبخند خم شد و گفت میدونی شبیه کی هستی منم با ترس گفتم کی استاد گفت (ایکیوسان)اقا اینو که گفت کلاس از خنده منفجر شد پسرام که همش تیکه مینداختن منم سرخ شدم عین لبو خجالت نمیدونم یادتون هس یا نه ولی بچه که بودیم یه کارتونی میداد یه پسر باهوش و عینکی و کچل ژاپنی بود اسمشم ایکیوسان بودیول خلاصه بسیار خجالت کشیدمو دیگه سرمو انداختم پایین اونم شد واسه من یه تجربه که نباید زیاد با دقت به درس گوش بدی زیرا دانشگاه جای خطرناکیه هر لحظه امکان داره مخصوصا پسرا ضایع کننت نیشخنداما در کل جای باحالیه هم میخندیدم هم درس میخونیم و خوش میگذره حداقلش صددددددددددددددددددددددد مرتبه از مدرسه عالی تره     وای میبینی تو رو خدایا حرف نمیزنم یا وقتی زدم فکم بسته نمیشه فعلا تا همین حد باشه بقیه چیزا رو بعدا میام تعریف میکنم فعلا بایییییییییییییییییی نظر یادتون نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٧ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط یه دختر شاید مهربون نظرات ()

قالب برای بلاگ